كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

161

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

بندهاى مشترى خودش را مىماليد و مىكشيد . پس از پايان ورزش همه مى - خواندند و مىرقصيدند « 1 » . اما اين رقص به سبك رقصهاى اروپا نبود ، بلكه هركس براى خودش جست‌وخيزى راه انداخته بود . بعضى در حال رقص دور خودشان مىچرخيدند ( K / بيست و چهار ) و بعضى رو به ديوار مىرقصيدند ( l / بيست و چهار ) و بعد همه باهم ، گاهى روى پاى چپ و گاهى روى پاى راست لىلى مىكردند ، تا بدنشان را حسابى بلرزانند و به حركت دربياورند . بعضى ديگر رو به پشت دراز مىكشيدند و درحالىكه تشكى زير سر و بازوانشان داشتند ، دو قطعه تختهء بزرگ و سنگين را به هوا بلند مىكردند ( m / بيست و چهار ) . چون اين ورزش به نيروى خيلى زيادى احتياج داشت ، فقط عدهء معدودى به آن مىپرداختند . استاد در كنارى نشسته بود و با صداى بلند بالا و پايين رفتن قطعات چوب را مىشمرد و چون حساب در كار بود ، نفر بعدى مىكوشيد تا بيشتر از نفر پيش از خود چوبها را بالا و پايين بكند . بعد ورزشكاران صف كشيدند و استاد برايشان سخنرانى كرد و يا دعاى بلندبالايى را برايشان خواند . در اين دعا اسم على و حسن و حسين شنيده مىشد و ورزشكاران درحالىكه سراپا گوش بودند ، به خودشان فرورفته بودند . برايم ممكن نبود ، كه همهء ورزشهاى ديگر را ، كه در اين محل انجام گرفت ، نقاشى بكنم و شرح بدهم . فقط يكى از اين ورزشها را ، كه چندان طولانى نبود ، در m / بيست و چهار نشان داده‌ام . براى اين ورزش پاها را در يك نقطه نگه مىداشتند و بعد بدنشان را به طرف بالا و پايين و جلو و عقب حركت مىدادند . بعد دو نفر دو نفر كشتى گرفتند . حتى اين كار هم بدون تعارف كردن انجام نگرفت . كشتىگيرها ضمن كارهاى ديگر دستهايشان را به هم زدند و بعد آنها را به صورت صليب روى پيشانى گذاشتند ( o / بيست و چهار ) . آنها

--> ( 1 ) . ظاهرا منظور نيبور لىلى كردن است .